تبليغاتX
.وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت




روزگار غریبی است...
 

 

دهانت را می بویند ،مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می بویند

روزگار غریبی است

نازنین

وعشق را ،کنار تیرک راهبند،تازیانه میزنند،

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را ،به سوختبار سرود و شعر

فروزان می دارند.

به اندیشیدن خطر مکن،

روزگار غریبی است

نازنین

آنکه بر در می کوبد

شباهنگام به کشتن چراغ آمده است،

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک

قصابانندبر گذرگاه مستقر

باکنده و ساطوری خون آلود

روزگار غریبی است

نازنین

و تبسّم را بر لب ها جراحی می کنند

و ترانه ها را بر دهان،

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی است

نازنین

ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر لب سفره نشسته است،

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.

                                  


+ دل نوشته های قاصدک در نوزدهم تیر 1385 و ساعت 10:42 قبل از ظهر |